Read in original
این مقاله به بررسی قدرت تصویر ویرانشهرها (Dystopias) در مقایسه با آرمانشهرها (Utopias) در ادبیات میپردازد. با تحلیل دلایلی مانند سوگیری منفی مغز، شناسایی با قهرمان مبارز و یکنواختی آرمانشهرها، استدلال میکند که ویرانشهرها با استفاده از ترس و غریزه بقا، به عنوان هشدارهای اجتماعی ملموستری عمل کرده و آیندههای تاریک را نه به مثابه سرنوشت محتوم، بلکه به عنوان انعکاسی از انتخابهای امروزمان ترسیم میکنند.